تبلیغات
سرزمین عشق - مطالب شهریور 1387

خیال | ترانه ,

tifoses.coo.ir

دیشب دوباره دیدمت اما خیال بود

تو در کنار من بشینی؟..... محال بود

هر چه نگاه عاشق من بی نصیب بود

چشمان مهربان تو پاک و زلال بود

پاییز بود و کوچه ای و تک مسافری

با تو چقدر کوچه ی ما بی مثال بود

نشنید لحن عاشق من را نگاه تو

پرواز چشم های تو محتاج بال بود

سیب درخت بی ثمر آرزوی من

یک عمر مانده بود ولی کال کال بود

گفتم کمی بمان به خدا دوست دارمت

گفتی مجال نیست ولیکن مجال بود

یک عمر هر چه سهم تو از من نگاه بود

سهم من از عبور تو رنج و ملال بود

چیزی شبیه جام بلور دلی غریب

حالا شکست وای صدای وصال بود

شب رفت و ماه گم شد و خوابم حرام شد

اما نه با خیال تو بودم حلال بود


نوشته شده توسط هم نفس در یکشنبه 24 شهریور 1387 و ساعت 12:09 ب.ظ

بوسه | حرف دل ,

tifooses.coo.ir

آه ای مردی که لبهای مرا
از شرار بوسه ها سوزانده ای
...
هیچ در عمق دو چشم خامشم
راز این دیوانگی را خوانده ای
...
هیچ می دانی که من در قلب خویش

نقشی از عشق تو پنهان داشتم
...
هیچ می دانی کز ای عشق نهان

آتشی سوزنده بر جان داشتم
...
گفته اند آن زن زنی دیوانه است

کز لبانش بوسه آسان می دهد...

آری اما بوسه از لبهای تو

بر لبان مرده ام جان میدهد
...
هرگزم در سر نباشد فکر نام

این منم کاینسان ترا جویم بکام....
خلوتی می خواهم و آغوش تو

خلوتی می خواهم و لبهای جام....
فرصتی تا بر تو دور از چشم غیر

ساغری از باده ی هستی دهم
...
بستری می خواهم از گلهای سرخ

تا در آن یک شب ترا مستی دهم....

آه ای مردی که لبهای مرا

از شراربوسه ها سوزانده ای
...
این کتابی بی سرانجامست و تو

صفحه کوتاهی از آن خوانده ای ...


نوشته شده توسط هم نفس در یکشنبه 24 شهریور 1387 و ساعت 12:09 ب.ظ

نازنینم ! | عاشقانه ,

tiooses.coo.ir

tifooses.coo.irنازنینم !tifooss.coo.ir

تو برایم هنوز بهترین حضور هستی ، در بهترین قاب دنیا ....

 تن غربت زده جوانی ام از عشق تو گم شد و این نوشته زخمی بر دیوار دلم رنگ ترحم گرفت ...

 من انتظار آبی ترین روز ها را می کشم نباید در حسرت نبودن شهد شیرین زندگی ثانیه ها را به ساعت ها تبدیل کنم و بی ارزو خواب فرداها را ببینم ....
 به اندازه همان ستاره هایی که شب های خلوتم را نظاره گر بودند

 می خواهمت و سحر گاهان همراه با طلوع خورشید از شوق تو بیدار می شوم و صدای عاشق ترین شقایق ها را از پنجره اتاقم می شنوم ....


نوشته شده توسط هم نفس در یکشنبه 24 شهریور 1387 و ساعت 12:09 ب.ظ

فاصله | عاشقانه ,

tifooss.coo.ir


نوشته شده توسط هم نفس در یکشنبه 24 شهریور 1387 و ساعت 12:09 ب.ظ

نگاه و بوسه و لبخند | ترانه ,

بیا گناه ندارد به هم نگاه کنیم


و تازه داشته باشد بیا گناه کنیم

نگاه و بوسه و لبخند اگر گناه بوَد

بیا که نامه اعمال خود سیاه کنیم

بیا به نیم نگاهی و خنده ای و لبی

تمام آخرت خویش را تباه کنیم

به شور و شادی و شوق و شراره تن بدهیم

و بار کوه غم از شور عشق کاه کنیم

و زنده زنده در آغوش هم کباب شویم

و خنده، ...به فرهنگ مرده خواه کنیم

گناه ، نقطه آغاز عاشقی است، بیا

که شاید از سر این نقطه عزم راه کنیم

اگربه خاطر هم عاشقانه بر خیزیم

نمی رسیم به جایی که اشتباه کنیم

برای سرخوشی لحظه هات هم که شده

بیا گناه ندارد به هم نگاه کنیم


نوشته شده توسط هم نفس در شنبه 16 شهریور 1387 و ساعت 02:09 ق.ظ

تو کیستی؟ | حرف دل ,

tifooses.coo.ir

تو کیستی؟ که من اینگونه بی تو بی تابم

شب  از  هجوم   خیالت  نمی برد  خوابم..


نوشته شده توسط هم نفس در شنبه 16 شهریور 1387 و ساعت 02:09 ق.ظ

انتظار | حرف دل ,

tifooss.coo.ir

در کلبه تنهایی من چیزی جز انتظار نیست .

 دیوار های کلبه ام دیگر واژه های انتظار را خوب نمی فهمند . پنجره کلبه ام به روح پاییزی عادت کرده است و می داند ، از اشکهایم می فهمد که انتظارم برای کیست .

نیلوفر های کنار پنجره ام برای آمدنت دست دعا بلند کرده اند . کبوتر سفید بام کلبه ام می داند انتظار تو را می کشم . می رود تا شاید خبری را برایم بیاورد ولی هرگاه باز می گردد در چشمانش سنگینی غمی را حس می کنم ، چیزی نمی گوید و پر می کشد .

 می داند اگر بگوید خبری از مسافر تو نبود اشک هایم سرازیر می شوند . من به شقایق هایم آب نمی دهم آنها با اشکهایم پرورش یافتند .

آسمان را خبر کردم که هرگاه پرتو های عشقت را به من تابیدی آفتابی شود ولی سالهاست که آسمان دهکده ام ابری است و می بارد .

 ای بهاز زندگیم ! بیا ، بیا تا پنجره ام از من خسته نشده ، بیا تا گلهایم با من قهر نکرده اند . بیا تا کبوترم حرفی برای گفتن داشته باشد ، بیا تا آسمانم آفتابی باشد ، بیا و به این انتظار پایان ده .


نوشته شده توسط هم نفس در شنبه 16 شهریور 1387 و ساعت 01:09 ق.ظ

خیال تو | حرف دل ,

 

باز امشب از خیال تو غوغاست در دلم

آشوب عشق آن قد و بالاست در دلم

خوابم شکست و مردم چشمم به خون نشست

تا فتنه ی خیال تو برخاست در دلم

خاموشی لبم نه ز بی دردی و رضاست

از چشم من ببین که چه غوغاست در دلم

من نای خوش نوایم و خاموشم ای دریغ

لب بر لبم بنه که نواهاست در دلم

دستی به سینه ی من شوریده سر گذار

بنگر چه آتشی ز تو برپاست در دلم

زین موج اشک تفته و طوفان آه سرد

ای دیده هوش دار که دریاست در دلم

باری امید خویش به دلداری ام فرست

دانی که آرزوی تو تنهاست در دلم

گم شد ز چشم کیوان نشان تو و هنوز

صد گونه داغ عشق تو پیداست در دلم


نوشته شده توسط هم نفس در شنبه 16 شهریور 1387 و ساعت 01:09 ق.ظ

عشق تو | عاشقانه ,

منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم در چشمانت خیره شوم
دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم

منتظر لحظه ای هستم که در کنارت
بنشینم سر رو شونه هایت بگذارم....از عشق تو.....از داشتن
تو...اشک شوق ریزم

منتظر لحظه ی مقدس که تو را در آغوش
بگیرم بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم وبا تمام
وجود قلبم وعشقم را به تو هدیه کنم

 اری من تورا دوست دارم
وعاشقانه تو را می ستایم


نوشته شده توسط هم نفس در شنبه 16 شهریور 1387 و ساعت 01:09 ق.ظ

در حسرت یک بوسه | عاشقانه ,


نوشته شده توسط هم نفس در شنبه 2 شهریور 1387 و ساعت 01:08 ق.ظ
 

كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ

http://bziran.com/vendorproducts.php?id=21310081&AdsID=33556
ابـــابیل